کدوم بالاخره؟
وقتی صحبت از فرهنگ قوم خودت میکنی یا از زبان مادریت میگی یا اصلا اینا نه، همچین که میگی شهرتو دوست داری چنان جلوت در میاد و ادعای جهانوطنی وعصر جدید و دوران پستمدرن و هزار چیز باربط و بیربط دیگه میکنه که تو به تمام عقایدی که داشتی شک میکنی. ولی جلوش صحبت از ملیت و ایران بکنی خودش رو جر میده و یه ریز کوروش بزرگ و داریوش کبیر و زرتشت از دهنش میریزه بیرون.
آخه عتیقه! کدوم چهرهات رو باید باور کنیم؟
آخه عتیقه! کدوم چهرهات رو باید باور کنیم؟







سلام
بحث چهره های مختلف نیست اما این قومیت گرایی و در ادامه اون ملیت گرایی و… همه و همه از کوچکترین و کم جمعیت ترین رده تا بالاترین رده اون در ذهن افراد بنا به مرور زمان طبقه بندی می شه خوب. مثلا من در وهله اول رشتی ام، پس در مقابله با این موضوع و کسی که به رشتیا توهین کنه وا می ستم ، از طرف دیگه ایرانی ام ، حالا بسته به افراد، دین و حتی تو همین رشت ، بخش های مختلف…البته این خوب نیستا اما اینطوری تربیت کردن… این دقیقا یکی از مصادیق جهانی شدن هم هست..یعنی جهانی شدن گاهی باعث بازگشت می شه..بعضی پدیده ها مثل همین جهانی شدن تو سمت عکسش هم روند و رشد زیادی داره و اینطوره که گاهی تناقضات زیاد می شه…این چندان تقصیر فرد نیست گرچه خودش می تونه با مطالعه و دقت به نتایج بهتری برسه اما خوب برای جامعه ایران ، جامعه ای که احساساتی هست و جمعیت جوانش هم بیشترین طیف جمعیتس رو داره بروز این مسائل گاهی بسیار پر رنگ تره و بیشتر دیده می شه
@tildasahar
میدونی دقیقا منظورم کیا بودن؟ کسایی که به شکلی افراطی ناسیونالیست هستن و حتی به سمت شوونیسم منحرف میشن. اما میخوان این رو بهصورت قشنگی نمایش بدن، به خاطر همین یه رنگ جهانوطنی و اینترناسیونالیسم بهش میزنن.
من که معتقدم، ایرانی بودن، گیلانی بودن و رشتی بودن جزیی از هویت ماست و دلیلی نداره که بهش حساس نباشیم.
در مورد اینکه این خودش یکی از مصادیق جهانی شدنه هم موافقم. مشکلم اینه که میبینم در اطرافم از خیلی موضوعات، بدترین و رادیکالترین برداشتها صورت میگیره. مثلا بعضیها فکر میکنن جهانی شدن یعنی مثل هم شدن! وقتی دغدغه تو رو برای شهرت، برای زبانت میبینن بهت برچسب املی میزنن